منتظرم ... ولی تا به کی ... تمام شده ام ! ... بتدبیرک لی علی تدبیری !
برچسب:
نویسنده: یلدا کاظمیان
برچسب:
نویسنده: یلدا کاظمیان
مدد ز غیر تو ... منتظرم ! تمام .
برچسب:
نویسنده: یلدا کاظمیان
يا مَنِ اسْمُهُ دَواءٌ،
وَ ذِكْرُهُ شِفاءٌ،
وَ طاعَتُهُ غِنىً،
اِرْحَمْ مَنْ رَأسُ مالِهِ الرَّجاءُ،
وَ سِلاحُهُ الْبُكاءُ،
يا سابِغَ النِّعَمِ، يا دافِعَ النِّقَمِ،
حرف مولا توضیح می خواهد مگر !؟
نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم تیر ۱۴۰۳ساعت 0:21 توسط من!| |
برچسب:
نویسنده: یلدا کاظمیان
رشد کرده
روزها و شب ها ...
بزرگ شده
غم و شادی اش را زیسته !
خاطراتش را حتی !!
وقتی می توانی با رویاها با خیال ها و با توهم ها زندگی کنی ! از من و اوی ساخته ذهنت بنویسی ... از داستانی که خودت سروده ای ...
نویسنده ای برای خودت ... برای خودش !
نوشته شده در چهارشنبه نهم اسفند ۱۴۰۲ساعت 23:47 توسط من!| |
برچسب:
نویسنده: یلدا کاظمیان
برچسب:
نویسنده: یلدا کاظمیان
برچسب:
نویسنده: یلدا کاظمیان
غمش به دل و خنده به لب دارد !
برچسب:
نویسنده: یلدا کاظمیان
هَيْهَاتَ أَنْتَ أَكْرَمُ مِنْ ... أَوْ تُبْعِدَ مَنْ أَدْنَيْتَهُ... این کنت!؟
برچسب:
نویسنده: یلدا کاظمیان
برچسب:
نویسنده: یلدا کاظمیان
باز هم شب سه شنبه ای دیگر ... به تو پناه نبرم چه کنم ... تو رو صدا نکنم چه کنم
برچسب:
نویسنده: یلدا کاظمیان
برچسب:
نویسنده: یلدا کاظمیان