چقدر دوست داشتم تنها بروم ... فقط من باشم و تو ! از تو چه پنهان ... حتی من را هم نبریم با خودمان ! فقط تو باشی !!! چقدر دوست داشتم از خلوت داغ عراق را ! بدون هیچ کس !!!
به گمانم مسیر به طور دیگری رقم خورده ... تو می مانی ! و من می روم !!!
قسمتمان نیست ! سوختن ... عبور کردن ... رها شدن ...!
نوشته شده در شنبه چهارم شهریور ۱۴۰۲ساعت 0:10 توسط من!| |
همین وسط!...ما را در سایت همین وسط! دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 90