شال!

خرید بک لینک

لعنتی!
چرا ولم نمی کنی!

چرا دروغ!
عزیز دلم! حال من خوب نیست... تو کجایی... من همین جا نشستم و ... نشستم و دلم تنگته!
ای کاش می دونستم که خوبه حالت! که کمی دورتر می نشستم! نه که فکر کنی برای رفتنت! برای اینکه همین دور ترها... دزدکی نشسته باشم کنجی و نگات کنم ! لااقل... تو که رفتی ... تو که رها کردی ...لااقل بدونم که خوبی ...

یادمه که گفتی ... هر وقت فکز کردی که مهم نیستی... اینها رو نگاه کن...! نگاهش می کنم و می بینم که دیگه نیستم...


پ.ن : یه روز بیا و به من بگو چه باید می کردم که نکردم!؟

نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم مهر ۱۴۰۲ساعت 1:29 توسط من!| |

همین وسط!...

ما را در سایت همین وسط! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 55 تاريخ: سه شنبه 25 مهر 1402 ساعت: 15:07

صفحه بندی